برای دوستم آزاده:
برای بودنت خدا را شکر می کنم
و
از نبودنت می ترسم
بمان
+ نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه 1388/08/25 و ساعت
0 |
|
برای دوستم آزاده: برای بودنت خدا را شکر می کنم و از نبودنت می ترسم بمان + نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه 1388/08/25 و ساعت
0 |
+ نوشته شده توسط زهرا در شنبه 1388/07/18 و ساعت
19 |
همین که شب فرا می رسد دامن نقره ای شب راچنگ می زنم از او می خواهم برایم دعا کند-او که به خدا نزدیکتر است- او که از جنس نور است-پایان تاریکی را برایم آرزو کند + نوشته شده توسط زهرا در دوشنبه 1388/07/13 و ساعت
15 |
تنها نوشتن است که مرا نجات می دهد
+ نوشته شده توسط زهرا در سه شنبه 1388/07/07 و ساعت
1 |
|
|